شب یلدا
خاله ها و فرزندان و مامان و داداش و آبجی من همگی شب جمعه گذشته دورهم جمع شدن و چون شب یلدا یک شب قبل اربعین بود ... کلا شب یلدا را به شب جمعه تغییر دادن و همگی خونه مهدی خاله رفتن و تا پاسی از شب با هم بودن .( چون خونه مهدی طبقه سه بود و من مشکل دارم ودکتر گفته نباید از پله بالا پایین برم ما نتونستیم بریم) .

در شهر ما رسم بر این هست که هر کی عروسی داره که تازه عقد کرده باید شب یلدا برای احترام کادوهایی برای عروس خانوم بگیرن و به خونه بابای عروس خانوم ببرن . از قبل گفتم ما شب جمعه خونه مهدی نرفتیم برای همین دیشب به مادر بزرگم تماس گرفتم که میایم خونشون . وقتی رسیدم دیدم که یه عالمه کادو و میوه وآجیل و... تزیین کردن . بعد متوجه شدم که امشب شب چله ای عروس خاله ام هست .خاله به من گفت ما هم باهشون بریم . خیلی جالب بود . بعد از اونجا رفتیم خونه مادر بزرگ و همگی ساعتی نشستیم و بعد خوردن شام و میوه و آجیل اومدیم خونمون .
وقتی رسیدم خونه خیلی یادگذشته کردم که بچه بودیم شب یلدا خونه مادر بزرگ می رفتیم توی کرسی (حالا همه جا گاز کشیدن و تاریخ کرسی انگار به قبل میلاد برمیگرده)... کف میزدیم ... چقدر جوک می گفتیم میخندیدیم .... یکی می خوند یکی می رقصید و .... یادش بخیر ... چرا اینطوری داره دنیا پیش میره ...بازم خدارا شکر انشاالله همه هر کجاهستن صحیح و سالم باشن و اونایی که نیستن خدا اونا را مورد رحمت و مغفرت خود قرار بده .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستای عزیزم هنوز روی روال نیفتادم دیشب عکس نگرفتم تا براتون بزارم راستش دوربین اصلا شارژ نداشت.




شب یلدا
